سيد جعفر سجادى
مقدمه 22
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
فلاسفه آن سامان وجود داشته است لكن چيزهائى بوسيله ابن سينا و فارابى و ساير فلاسفه اسلام بدانها افزوده شده است . البته در كتب ارسطو بنا بر آنچه از ترجمههاى مسلمين بما رسيده است اين تقسيم هست كه حجتهاى صناعى آنهائى است كه سخنور به قوت و نيروى خود ايجاد مىكند و آن را عمود گفتهاند . و حجتهاى غير صناعى آنست كه در خارج موجود است و سخنور از آنها استفاده مىكند كه نصرت و اعوان خواندهاند و عبارت از نصوص قوانين عرفى يا غيره است . در كتاب خطابه ابن سينا اين معنى مشهود است وى ابتدا وجوه افتراق و اشتراك ميان صناعات پنجگانه را برشمرده است و خطابه را فن اقناع دانسته است و گويد مردم بر دو دستهاند عوام و خواص و راه اقناع عوام بجز راه و روش اقناع خواص است و بدين جهت برهان را ويژه خواص داند و خطابه را آن عوام سپس در باب عموميت خطابه و ساير ملحقات و خصوصيات و لوازم آن بحث مىكند ( رجوع شود به كتاب خطابه ص 2 ، 6 ) . خلاصه آنكه قبل از ظهور اسلام يعنى در عصر جاهلى صناعات ادبى در نظم و نثر بدين ترتيب كه اكنون ما ميشناسيم نبوده است شعرا و گويندگان منظور و مقصود خود را بطور ساده و بدون تكلف و به كار بردن استعارات و كنايات بعيده بيان ميكردند و هيچ گاه مسائل عقلى و فلسفى در ادبيات راه نداشت . ادب عربى بدين نحو كه اكنون ما ميشناسيم پايه و اساس آن باحتمال قوى ابتدا بوسيله جاحظ بصرى متوفى 868 م ريخته شد و در قرن چهارم و پنجم هجرى بدست بديع الزمان همدانى مراحلى از تكامل را طى كرد و كسان ديگرى مانند ثعالبى نيشابورى 961 - 1038 م در اين قسمت امام و پيشوا بودند . ديگر ابن قتيبه دينورى و حماد الراويه است كه از بنيانگذاران ادب عربى در عصر خلافت عباسى ميباشند و در اين قسمت همانطور كه اشارت رفت دانشمندان ايرانىنژاد اثر بسزائى داشتند . ( لقد كانت لهذا المداخلة التى جرت بين العرب و تلك العناصر خصوصا الفرسى اثرها الفعال فى صيرورة الامة العربية و لغتها الى ما كانت عليه فى هذا العصر و قد ظهرت هذه المخالطة و تلك المداخلة فى الاجسام و العقول و العادات و ساير شئون الاجتماع ) ( الادب العربى و تاريخه فى عصر العباسى جزء دوم محمود مصطفى ، چاپ مصر 1356 ص 9 . ) ( و رجوع شود به تاريخ العرب تأليف دكتر فليب حتى جزء دوم مصر 1953 م و تاريخ الادب العربى جزء اول فى عصر الجاهلى ) . يكى از علل بسط ادب عربى بدست ايرانيان تسلط آل بويه بر بغداد است در سالهاى ( 334 - 447 ) و بعد از آن سلاجقه .